فصل شکفتن
it is hard to tell that the world we live in is either a reality or a dream
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود/وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان
باشد کزان میانه یکی کارگر شود
ای جان حدیث ما بر دلدار (؟) بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یا رب مباد آنکه گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
حافظ چو نافه ی سر زلفش به دست توست
دم در کش ار نه باد صبا ...
نیز هم !!
حافظ هم یکهو بدجوری می زند توی خال ! تازه این یک چشمه اش بود.
!! نوشته شده توسط شادی
| 22 | 88/04/12
•


