فصل شکفتن
it is hard to tell that the world we live in is either a reality or a dream
دعا می کنم
دعا می کنم
دور باد از تو هر چه آه
هر چه سیاه
دور باد
آرزوهای تباه
دعا می کنم
بال در بیاوری
زمین از تو دور شود
چشمهایت آسمان
ماه از حسادت کور!
دعا می کنم
دعا می کنم عزیز
برای لب های بی خنده ات
برای اشک های پنهانی ات
زخم های زیر آستینت
آتشی که تا ته وجودت را
می سوزاند و
خاکسترمی شوی
و ...
من خاموش می شوم
از ابرهایی که آن سر دنیا
می بارند
شنیده ام
که کبوتر می شوی
بیدار می شوم
دعا می کنم
برای پرنده ی ته وجودت
که هرگز پرواز نکرد
کبوتر خاکستری من !
!! نوشته شده توسط شادی
| 18 | 85/12/27
•


